قوطی_کبریت_زندگی

خرید بک لینک
سلام به همگیهفته ای خیلی خیلی بدی بوداز اول صب میری تو پادگان معلوم نیست میزارن بیای بیرون یا نههمه اماده باش هستن و باید بمونیم تو پادگان.. هرشب کلی کشته میشن. یا از مردمن یا از نیروهای بسیج و سپاههی خدا چ شانسی دارم.مردم مدام با قمه و تفنگ های شکاری به نیرو ها حمله میکنن. بانکها و ناحیه ها پاسگاها را بهشون حمله میکنن ،و اوضاع داغونی میسازن. هر چند نمیتونن کاری از پیش ببرن ولی تا این اوضاع اروم بشه خیلی ها کشته میشن.ترس پدر و مادر ها بخاطر جون بچه هاشون هست ک الان سربازننمیدونم چ بلایی سرم میاد اگر این اوضاع اروم نشه.. امکان داره یکی ازون اتفاقات برای منم بیفته.. گفتم تا وقت هست یکم بنویسم درسته کسی از اطرافیانم نمیخونتش اما حداقل توی صفحات وب یچیزی ازم هستروزهای بد هست اینجا.. باید هروز بیدار بود و اماده.مخالفان مجهز تر میشن و کشتار بیشتر میشن. از قصد بچه ها و مردم بیگناهو میکشن.. چرا اخهپریشب بچه ها وسط میدون گیر افتادن. بدون سلاح و کمکی،به قصد کشت اینقدر زدنشون ک داغون شدنزیر گاز اشک آور خیلیاشون داغون شدن.دیشب بردنمون ی منطقه پر از مردم چاقو کش و لات بود.. احتمال حمله از هر طرف بود.. نمیدونستیم با تفنگ حمله میکنن یا قمه.. فقط همه بهوش بودم و جلو میرفتیماما از کار خدا تا متوجه شدن ما اوندیم و خیلی زیادیم مردم عادی رفتن. و منافقا موندن.وو دیگه ترسی نداش قوطی_کبریت_زندگی...

ما را در سایت قوطی_کبریت_زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:46

به نام خداوند عشقبه نام خدایی که قلم تقدیر را ازاوستسلام ..امروز 21 دی ماه سال 96 هست ،روزی عین روزهای دیگر عمرمدر هفته ای که گذشت من چیزهای زیادی را یاد گرفتم ..و خطر های زیادی را هم دیدمیکی ترس با رودرویی با مردمی که از فرت گشنگی وارد خیابون شده بود و دیگری ترس گلوله منافق هایی که بین مردم بودند.با امید خدا این چریان فقنه در اینجا خوابید و تا 90 درصد آرامی ها به منطقه برگشت.در این هفته از روز شنبه مامور به پادگان دیگر بودم جهت آموزش های مختلف زندگی(عقیدتی،سیاسی ،تربیتی، ازدواج وروانشناسی و... )من هروز و هروز که جلو میرم چیزهایی زیادی را یاد میگیرم.که در راه زندگی خیلی بر من تاثیر گذاشت.در حال حاضر هدفم را تغییر دادم و دیگه آرزو و انتخاب های کم ارزشم را کنار میگزارم،تصمیم گرفتم دیگر به طور کامل از راه فعلی که هستم جدا بشم.در درس اعتقادی خیلی تغییر کردم و با توکل بر خدا در راه صحیح تری پا خواهم گذاشت.در امور سیاسی تصمیم گرفتم تا جایی پیش برم که مدافع ارزش های خودم و جامعم باشم و دیگر نسبت به وقایع اطرافم بی اهمیت نباشم...همه این ها اموزش ها تمرینات زیادی میخاد تا نتیجه مطلوبی برسه که اراده ای بس قوی میخواد .. امید که بتونم موفق بشم.و در روز گذشته مربی در جهت امور ازدواج داشتم.دیروز تک تک حرفای روانشناس من را به یاد حرفایی از یک نیمه زندگی که الان دیگه همراه من نیست قوطی_کبریت_زندگی...

ما را در سایت قوطی_کبریت_زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:46

صفحه بندی